رها رها رها من …!!!

من اگر می‌دانستم زندگی دایره‌ایست که باید در آن چرخید و رقصید و کامی از لذت‌هایش گرفت، هرگز نه می‌جنگیدم و نه کسی را از خود می‌رنجاندم و نه به هر اتفاق خوب، با تردید نگاه می‌کردم. 

و شعور را مثل نان، جزء جدانشدنیِ رفتارم می‌دانستم و کمی به خودم و آدم‌های زندگی‌م فضا می‌دادم تا آزادانه دقیقه‌های بودن‌شان را آنطور که دل‌شان می‌خواهد زندگی کنند، نه آنطور که من می‌خواهم. 

و بطور قطع به آن‌هایی که درگیر حسد و بخل و کینه‌ بودند، اجازه‌ی حضور در زندگی‌م را نمی‌دادم.

من اگر می‌دانستم زندگی آفرینشِ فضایی سرخوشانه از بودن است، به تمام بایدها پشت می‌کردم و رها می‌شدم.

رها و رها و رها....!!!!

/ 5 نظر / 238 بازدید
touseehgara

سلام.خوب هستی؟دخترم فکر کنم به یه سطحی از کشف و شهود رسیدی که چنین یادداشت پخته ای را پرورانده ای!!

banoyehordibehesht2

@touseehgara سلام ممنونم شما خوبی؟ واقعا به این نوشته اعتقاد دارم میخوام فقط شاد باشم

karatearya

ب وبلاگم سر بزنید حتما جبران میکنم