برف

مردِ مغرور دوست داشتنی ام!
این زمستان،
این سوزِ دلچسب
و این هوای نوبرانه
تنها کنار تو با یک فنجان چای گرم میچسبد!
که بنشینیم کنار شومینه...
و از پشت پنجره هوای زمستان را تماشا کنیم...
تو برایم مولانا بخوانی
"ای که در باغ رخش ره بردی
گل تازه به زمستان بستان"
من وجودم لبریز شود از تو...
آسمان ذوق کند...
برف ببارد..
ما بوسه بکاریم ..
و دنیا بالای سقفِ خانه ای
که آدم هایش ماییم
آهنگ عشق بنوازد
ما برقصیم ...
و یکی شویم
در آغوش هم!
/ 7 نظر / 132 بازدید
m-u-m

خیلی زیبا بود

madedi

دنبال شدید ممنونمیشم دنبالم کنید

tap-large

ای جانم...عالمی داره ها